محمد مهدى ملايرى

185

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بود و به دوران اسلامى رسيد « 1 » . دربارهء اين بخش از كتاب و جهات چهارگانه‌اى كه به عنوان اساس تقسيمات كشور در آن ذكر شده اين مطلب گفتنى است كه هرچند از تعريفهايى كه براى هر يك از اين جهات چهارگانه در مقدمه و در عنوان آنها آمده چنين برمىآيد كه آنچه زير اين عنوان‌ها و سرفصلها مىآيد صرفا دربردارندهء همان مناطقى است كه برحسب تقسيمات ايران ساسانى در قلمرو هريك از اسپهبدان چهارگانه قرار مىگرفته ولى همواره چنين نيست ؛ اين تقسيمها غالبا مناطق بسيارى را هم خارج از آن محدوده‌ها دربر مىگيرد . مثلا در بخش شرقى با آنكه در مقدمهء آن سخن از خراسان و بخش‌هاى چهارگانهء آن در روزگار قديم است ولى در متن كتاب اين بخش از اين سوى خراسان يعنى از شرق بغداد آغاز مىشود و تمام سرزمين‌هاى مركزى و جنوبى ايران را هم تا سند و هند دربر مىگيرد . و پس از ذكر خراسان بزرگ در آن سوى خراسان هم تا مرز چين پيش مىرود . و در بخش غربى نيز گذشته از آسياى غربى و مصر تمام شهرهاى معتبر شمال افريقا و برخى خصوصيات و مسافتهاى بين آنها را تا اندلس و مطالب ديگرى را هم دربارهء شهرها و خراج روم و جزائر مشهور آنجا شامل مىشود به گونه‌اى كه نمىتوان مناسبتى بين آنها و قلمرو فرمان‌روائى « خوربران اسپهبد » يافت . و همچنين است بخش‌هاى شمالى و جنوبى هرچند در آنها اين تفاوت كمتر به چشم مىخورد . * * * نكته‌هائى چند درخور توجه در اين كتاب به جز مطالب اصلى آن يعنى راه‌ها و و سرزمين‌ها كه اجمالا گذشت گاه در خلال همانها مطالب ديگرى هم آمده كه معمولا در تاريخ ايران ذكر مىشوند از آن جمله مطلبى است زير عنوان « ملوك الأرض فى اوّل الزّمان و مملكتهم » يعنى پادشاهان زمين و كشورهايشان

--> ( 1 ) . كريستن‌سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه فارسى رشيد ياسمى ، ص 247 و حواشى آن .